خرید بک لینک

آسیب‌‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی

سلام . راستش من قبل از ورود به دانشگاه دانشجو مذهبی نبودم اما در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شدم. به برکت دوستان خوب بسیج الحمدلله کمکی بار گناهامون کم شده اما مشکلم از اونجا شروع شد که سال اول که راهی مناطق جنوب شدیم خیلی علاقه مند بودم برم تجربه کنم اون سال فقط برای تجربه رفتم و کنجکاوی چیزی که تجربه کردم جالب بود اما فضای حاکم اونجا برام سنگین و غمناک بود راستش برای خیلی از دانشجوهای دیگه همین طور بود یعنی سنگینش می‌کردند به اسم فعالیت فرهنگی. راستش بی‌تعارف بگم تصمیم گرفتم سالای دیگه نرم یا اگه خواستم برم حس و حالش باشه تا اینکه گذشت و تبدیل شدم به یه دانشجوی بسیجی که فعالیتهای بسیج هم انجام میده با اشتیاق هم انجام میده، کتاب‌های مذهبی را بالذت می‌خوندم و در بسیج هم با اکثر فعالیتها دلی کار می‌کردم .دغدغه‌مند شدم .کتابای شهید مطهری و آقای طاهرزاده می‌خوندم و حسابی لذت می‌بردم با همه‌ی فعالیتهای بسیج حال می‌کردم اما تا اسم راهیان می‌اومد فراری بودم به خاطر تجربه بار اول ... بگذریم ما شدیم ترم هشت یعنی قبل عید امسال قرار شد بابچه‌ها بریم راهیان اینقد بهم تو فکه فشار اومد ازهرچی روضه و راهیان بود زده شدم منی که حال می‌کردم با روضه حضرت زهرا سلام الله علیها .می‌خواستم بال دربیارم فرار کنم انگار عالم سرم خراب شده بود فکر اینو میکردم من به عنوان یه فعال فرهنگی اگه قراره هر سال بیام و اینجوری بهم فشار بیاد بعد چندسال ازهمه چی زده می‌شم .فکر این داغمونم می‌کرد یه غم سنگینی تو سینمه بایه حالت دلزدگی تورخدا کمکم کنید دیگه انگیزه نه مطالعه نه فعالیت فرهنگی همه چی ازم گرفته شده خودمم این حالتو دوس ندارم برسید به دادم اخه چرا فکر ظرفیت بچه ها نیستن دلشون خوشه فعالیت فرهنگی میکنن منو زده کردند .کمک کنید اگه می‌تونید.

پاسخ در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان فراهانی تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 12:15

صفحه بندی